تبلیغات
*منم تنهایی* - چقدر وقت کم است

*منم تنهایی*

به نام حق،به نام بزرگترین بزرگترینها،به نام صلح،به نام برکت،به نام آزادی،به نام کسی که تمام کهکشانهامال اونه،به نام خدا

چقدر وقت کم است

چقدر هفتاد هشتاد سال کم است برای دیدن تمام دنیا!
برای بودن با تمام مردم دنیا!
چقدر حیف است که من میمیرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمی کنم !
میمیرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمی بینم !
دلم می خواست چند سال در یک جنگل یا یک روستا زندگی کنم .
چند سالی را هم در چند کشور دیگر با آداب و رسومی دیگر.
دلم میخواست چند کلیسا و معبد و مسجد بزرگ جهان را میدیدم و با پیروان ادیان مختلف حرف میزدم .
دلم میخواست یکبار هم که شده از ارتفاعی بلند و مهیب پرواز میکردم .
چقدر دوست دارم یکی از کنسرت های آدمی مثل یانی یا کریس دبرگ را از نزدیک ببینم .
دلم می خواست...
 
دلم می خواست های من زیادند ، بلندند ، طولانی اند .
 اما مهمترین  دلم می خواستم این است که انسان باشم انسان بمانم و انسان محشور شوم .
چقدر وقت کم است . تا وقت دارم باید مهر بورزم به همین چند نفر که از تمام مردم دنیا با من نفس می کشند ،باید مهربورزم به همین جغرافیایی که سهم چشمهای من از جهان است . وقت کم است باید آدم شوم .. .. ..!!!




[ یکشنبه 20 مهر 1393 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ ناصر ] [ نظرات() ]